محمد بن علي بن سليمان الراوندي
9
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى )
ابو بكر الصّديق رضى اللّه عنه و ارضاه و جعل الجنّة منقلبه و مثواه « 1 » كه صدر خلافت بذو آراسته شذ ، و با درجهء علم و عمل منزلت شجاعت و خلافت داشت كه چون آفتاب سرور انبيا محمّد مصطفى صلوات اللّه عليه در مغرب يثرب افول كرد منافقان و بذدينان هريكى سخنى پليذ آغاز كردند و صحابهء پاك شكستهدل شذند ، ابو بكر صدّيق رضى اللّه عنه بيقين مسلمانى و عنايت رحمانى ندا درداذ و زبان برگشاذ و گفت « 2 » من كان يعبد محمّدا فانّ محمّدا قد مات و من كان يعبد اللّه فانّه حىّ لا يموت « 2 » الا و انّ السّيوف الّتى اظهر اللّه بها « 3 » الاسلام على عواتقنا فمن شاء منهم ان يبرز فليبرز ، معنى آنست كه هركرا معبود و مسجود محمّد محمود بود محمّد مرد ، و هركرا سجدهگاه حضرت اللّه بوذ او زندهايست كه هرگز بنميرذ ، شمشيرهايى كه حقّ عزّ و علا دين ما بذان ظاهر كرد در گردنها حمايلست هرك ميخواهذ تا بر ما بيرون آيذ گو بيرون آى ، امير المؤمنين عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه گفت من روباهى بوذم شيرى شذم ، و صحابه را دل قوّت گرفت و فتنهء منافقان بنشست و جمهور صحابه رضى اللّه عنهم بيخ ردّه و منافق بركند و تخم دين در روى زمين بپراكند ، شعر : شيخ اسلام آنك صدّيق و عتيق القاب اوست * سبق اسلام و امامت مفخر اعقاب اوست پيشواى عالمش گرچه محمّد كرده بوذ * او بسيرت پيشوا و سرور اصحاب اوست بر سرير سلطنت در ملك جنّت آن نشست * كز يقين و اعتقاد نيكو از احباب اوست آنك امّ المؤمنين است اهل بيت مصطفى * بىگمان صدّيق اكبر منشأ انساب اوست
--> ( 1 ) ن ا بىحركات ( 2 - 2 ) صحيح بخارى طبع ليدن ج 2 ص 421 ( 3 ) ن ا : به